گاز می گیرم
آبتین طلا ، تا الان ٦ تا دندون داره . ٤ تا بالا و ٢ تا پایین . ٦ تا مروارید ریز و تیز و خوشگل. تازگیها هم که حسابی گاز می گیره . دست مامان رو که از چند جا کبود کرده ، لپ مامان رو که حسابی گاز می گیره . دماغ باباجون و مامان رو تا نزدیک کنده شدن گاز گرفته . از همه بدتر گاز گرفتن موقع خوردن شیر هست . یه گاز ریز و محکم میگیره ، بعدش نگاه می کنه و با شیطنت می خنده. ...
نویسنده :
نسيم
10:15
خرسی
بازم خاله جون مثل همیشه زحمت کشیده و شرمندمون کرده . یه خرسی بزرگ و خوشگل برای آبتین خریده . دست خاله جون درد نکنه. خرس خاکستری ، خرسی آبتین هست و خرس قهوه ای ، خرس خاله جون ...
نویسنده :
نسيم
13:04
بستنی
یکی از خوراکیهای روی زمین که آبتین طلا خیلی دوست داره ، بستنی هست . مخصوصا اگه از نوع Ict Pack باشه که لیوانشو کاملا می شناسه و حسابی براش عکس العمل نشون می ده. ...
نویسنده :
نسيم
12:40
دلتنگی مامان
آبتین عزیز ، دلتنگت می شم هر لحظه که ازت دورم عزیزم ساعتها و دقایق چفدر طولانی هستند و من ثانیه شماری می کنم تا به خونه بیام و روی ماهتو دوباره ببینم. هر چند که می دونم تو این ساعتها پیش باباجون و مادرجون بهت خیلی خوش می گذره ، اما من همچنان منتظر لحظه دیدنت هستم و دلتنگت. (27/2/90) ...
نویسنده :
نسيم
13:39
گشت وگذار
جمعه نهار مهمون عمه مامان بودیم خارج از شهر . با مامان و پدر ، مادر جون و باباجون و خاله نسترن و ... کیارش و طاها هم اومده بودند.(23/2/90) خیلی خوش گذشت . اولش خواب بودم ، از خواب که بیدار شدم دیدم یه جای خیلی خوشگلم . بهمین خاطر کلی ذوق کردم . داشتم خوش می گذروندم که خاله جون چپ و راست از من عکس می گرفت . &nb...
نویسنده :
نسيم
14:40
دسته گلهای آبتین طلا
طبق سفارش خاله نسترن ، دسته گلهای آبتین رو طی یک هفته قبل می نویسم ١. شکستن عینک بابا جون ، خوب نمی خواست که بشکنه ، ذوق کرد ، عینکو از چشم بابا جون در اورد و با یه پرتاب به روی زمین اونو خورد و خاکشیر کرد. ٢. شکستن دو تا از دکمه های کیبورد کامپیوتر . نمی خواست که بشکنه ، آبتین فقط خواست ببینه زیر اون دکمه ها چه شکلیه. ٣. شکستن دکمه صفحه کلید لب تاپ خاله نسترن ، .... آبتین : خاله جون ،تازه این اول دسته گلامه ...
نویسنده :
نسيم
12:46





